الشيخ محمد تقي فلسفي

143

الحديت ( روايات تربيتى از مكتب اهل بيت ع )

على اللَّه ان يحرقها بالنّار بعد ان يعذّبها في قبرها . « 1 » غضب شديد و طاقت فرساى خداوند دامنگير زن شوهرداريست كه چشمهاى ناپاكش از نگاههاى آلوده و شهوتبار بمردان اجنبى پر شده است . اگر زنى بچنين انحرافى دچار شود خداوند تمام اعمال خير و پسنديده‌اش را بهدر خواهد داد و اگر از نگاه تجاوز كند و با داشتن شوهر زنا بدهد بر خدا است كه چنين زن بىپروا و خيانتكارى را به آتش قهر خويش بسوزاند پس از آنكه در قبر عذابش كرده باشد . حجاج بن يوسف يك فرد غير طبيعى و در عين حال خطرناكى بود . جرائم و جنايات او تا آنجا كه در تاريخ آمده وحشتناكست . قطعا عوامل متعددى در ساختمان اين مرد منحرف مؤثر بوده كه او را تا اين حد بيباك و خطرناك بار آورد . ميتوان گفت روح سركش و متجاوز مادرش در اين امر سهمى داشته است . فارعه قبل از اينكه با يوسف ثقفى پدر حجاج ازدواج كند زن مغيرة بن شعبه بود . شبى عمر در كوچه‌هاى مدينه عبور ميكرد ، شنيد زنى در خانهء خود زمزمه مىكند و اين شعر را ميخواند : هل من سبيل الى خمر فأشربها * ام من سبيل الى نصر بن حجاج آيا راهى هست كه باده‌اى بدست آورم و بنوشم ، يا آنكه راهى هست بوصل نصر بن حجاج برسم ؟ عمر از شنيدن اين شعر ناراحت شد كه در مركز حكومتش زنى در حريم خانهء خود كه بايد كانون پاكى و عفت باشد بعشق جوان بيگانه‌اى ترنّم مىكند ! نصر بن حجاج را كه جوان زيبائى بود احضار كرد ، موى سرش را تراشيد و به بصره

--> ( 1 ) لآلئ الاخبار صفحهء 496